۱۳۹۰ آذر ۲, چهارشنبه

ترانه ی "باد دگرگونی" از گروه اسکورپیونز





در مسکو

بسوی "پارک گورکی" می روم

هنگامی که به باد دگرگونی گوش فرا میدهم

در شبی از تابستان در ماه آگوست

سربازان از کنارم می گذرند

هنگامی که به باد دگرگونی گوش فرا می دهند

جهان به هم نزدیکتر می شود

آیا تاکنون اندیشیده ای

که می توانیم چون برادران بسیار نزدیک باشیم؟

آینده در هواست

آن را در همه جای حس می کنم

که با باد دگرگونی دمیده می شود


من را به جادوی لحظه ببر

در شبی باشکوه

جایی که کودکان فردا 

باد دگرگونی را خواب می بینند

یاد های دور

من را برای همیشه در گذشته به خاک سپرده اند

هنگامی که در خیابان به پیش می رانم

در مسکو

بسوی "پارک گورکی" می روم

هنگامی که به باد دگرگونی گوش فرا میدهم

من را به جادوی لحظه ببر

در شبی باشکوه

جایی که کودکان فردا

خواب هایشان را با من و تو سهیم می شوند

باد دگرگونی بر چهره ی زمان می کوبد

چون تندبادی که ناقوس آزادی را برای آرامش اندیشه به صدا در خواهد آورد

بگذار آنچه را گیتار من می خواهد بگوید

بالالایکا* ی تو آواز بخواند


من را به جادوی لحظه ببر

در شبی باشکوه

جایی که کودکان فردا

خواب هایشان را با من و تو سهیم می شوند

من را به جادوی لحظه ببر

در شبی باشکوه

جایی که کودکان فردا 

باد دگرگونی را خواب می بینند


*بالالایکا : نوعی ساز زهی روسی ، شبیه به گیتار با کاسه مثلثی

بازسرایی به پارسی از امین زنگنه زاد

برگرفته از صفحه ی شعر های من


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر